مسلم ابن عقیل علیه السلام
چشام خیس بارونه دل من غرق خونه
همه رفتن از دورم نیا کوفه زندونه
حبیبم غریبم همه جام گذاشتن
یه دنیا اسارت رو دستم گذاشتن
سفیر تو هستم که تنهام گذاشتن
حسین جان
روی دارالاماره دلم هواتو داره
می خونم نام تو رو ولی با لب پاره
سر من جدا شه فدای سر تو
فدای لبای علی اصغر تو
نیا که می ترسم برا خواهر تو
حسین جان
ورودیه
می ترسم از این صحرا بیا برگردیم آقا
می ترسم تو رو از من بگیره آخر دنیا
نزن خیمه اینجا دلم رو نلرزون
می ترسم بگیرن تو رو از من آسون
می ترسم بیفتی رو خاکا پریشون
حسین جان
می بینم تو گودالی شده دورت جنجالی
زدن بسکه با نیزه برات نمونده حالی
من انگار می بینم دم آخرت رو
می بینم بریدن رگ حنجرت رو
می بینم رو خاکا تن بی سرت رو
حسین جان
حضرت رقیه سلام الله علیها
شده چشم من دریا دارم می میرم اینجا
منو کشته تنهایی بیا تو پیشم بابا
نشستم سر رات بابایی بابایی
به عمه بگو کی میایی بابایی
دل من گرفته کجایی بابایی
بابایی
بابا وا کن پلکاتو ببینم باز چشماتو
می خوام که مثل عمه ببوسم من رگهاتو
بابایی روی تو کی خنجر کشیده
بابایی بگو کی رگاتو بریده
مگه مادرت رو تو گودال ندیده
بابایی
طفلان حضرت زینب سلام الله
داره می ده آزارم غم تو ای دلدارم
دو تا دسته گل آقا دارم توی بازارم
می دونم برادر که ناچیزه گلهام
می دونم که غیرت داری روی اشکام
قبول کن برادر همینه تو دستام
برادر
نذار که سرگردون شن توی صحرا حیرون شن
تو حسرت شهادت نذار داداش دلخون شن
نمی خوام ببینن پیشونیت شکسته
ببینن سه شعبه تو قلبت نشسته
نمی خوام ببینن منو دست بسته
برادر
عبدالله ابن الحسن علیه السلام
لباش تشنه س می دونم داره می جوشه خونم
رهام کن عمه باید عمو رو برگردونم
ببین از روی تل کسی رو نداره
ببین از پیشونیش چجور خون می باره
می رم تا سرش رو رو زانوم بذاره
عمو جون
نزن نیزه ناقافل نزن با خنجر قاتل
بگیر جونم رو ای تیر نداره جونم قابل
نزن که داره از چشام خون می باره
نزن بی حیا که عموم جون نداره
نزن بی هوا بر تن پاره پاره
عمو جون
قاسم ابن الحسن علیه السلام
کجایی عمو جونم داره قاسم جون می ده
برس به فریادم که تنم از هم پاشیده
بیا ای عمو جو شکستن سبومو
یه قاتل گذاشته روی خاکا رومو
یه خنجر گرفته با پنجه ش گلومو
عموجون
اگر اینجا افتادم اگر قلبم آرومه
یه نیزه توی قلب و یه نیزه تو پهلومه
ببخش قاسمت رو اگر پا نمی شه
عمو جون ببخشم پاهام تا نمی شه
شکسته پیشونیم چشام وا نمی شه
عمو جون
علی اصغر علیه السلام
چشات وقتی که می ره رباب انگار می میره
تمنای این لبهات فقط یه قطره شیره
نگاه کن به چشمام داره غم می باره
نگاه کن که خیمه دیگه آب نداره
ایشالله عمو جون برات آب میاره
لالایی
چه کنم تو این صحرا تموم هستم رفته
سه شعبه اومد دیدم سرت از دستم رفته
بریدن گلوتو گل سربه زیرم
دیگه نا ندارم سرت رو بگیرم
الهی که بابا همینجا بمیرم
لالایی
علی اکبر علیه السلام
علی بی تو حیرونم کنارت سرگردونم
چطور باید جسمت رو به خیمه برگردونم
داره خون می باره برام جوشن تو
جوون رشیدم چی مون از تن تو
ببین که می خنده به من دشمن تو
علی جان
تو هر جای صحرایی شبیه من تنهایی
حالا که غرقه خونی چقد مثل زهرایی
علی جان دعا کن که پا شم من از جا
علی جان کمک کن به دستای بابا
می ریزه به هم این تن اربااربا
علی جان
عباس علیه السلام
پاشو ای مرد دریا امید قلب زهرا
تو بسکه زیبا بودی چشت کردن ای سقا
بیا و بمون باز کنارم برادر
به جز تو کسی رو ندارم برادر
گره زد غم تو به کارم برادر
اباالفضل
داره واویلا می شه تو خیمه غوغا می شه
ولی داداش آروم باش سرت از هم وا می شه
بزار تا کنار سر تو ببارم
بزار تا سرت رو رو زانوم بزارم
بگو تیر و از چشم چجور در بیارم
اباالفضل
عاشورا
ببین چشم من تر شد بازم قلبم مضطر شد
نمی شه باور داداش می گی شب آخر شد
نرو از کنارم تو رو جون مادر
نگاه کن قرار و تسلای خواهر
دعا کن که امشب بمیرم برادر
برادر
به تو آقا وابستم تا پای جون من هستم
خودم فردا برادر می گیرم نیزه دستم
رو من هم حساب کن که فردا میام من
اگر که بیفتی رو خاکا میام من
تا کوفه به والله که تنها میام من
برادر
قتلگاه
همه رفتن تنها شد توی گودال غوغا شد
سر پیرهن آقا توی لشگر دعوا شد
با کینه کشیدن تنش رو رو خاکا
یکی ناله می زد واوویلا واویلا
نبرید سرش رو که می بینه زهرا
واویلاه
نشسته روی سینه داره زهرا می بینه
که بد جوری با خنجر داره لاله می چینه
تو گودال به سر زد که محشر به پا شد
واویلاه واویلاه حسینم فدا شد
تو آغوش گرفتش ولی سر جدا شد
واویلاه
موضوعات مرتبط: محرم



